خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه پرشور و پر فراز و نشیب که در پس زمینه لنگرگاه های یورکشایر اتفاق می افتد و رابطه شدید و مخرب بین هیث کلیف و کاترین ارنشاو را بررسی می کند.
خلاصه داستان: در شهر وینترست، آیووا، سه کشاورز فقیر، یک سیتی اسلیکر را به خدمت می گیرند تا به دزدی کمک کند، کیف پول نقد را از یک صاحب مزرعه ثروتمند می دزدد. دزدی به سمت جنوب می رود و مرد شیطانی که کیف ها متعلق به اوست ظاهر می شود تا ...