خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه پرشور و پر فراز و نشیب که در پس زمینه لنگرگاه های یورکشایر اتفاق می افتد و رابطه شدید و مخرب بین هیث کلیف و کاترین ارنشاو را بررسی می کند.
خلاصه داستان: بر اساس حوادث جنگ داخلی سریلانکا
داستان درباره خانوادهای است که در روستایی در شمال سریلانکا زندگی میکنند و در تلاش هستند تا مراسم ازدواج دخترشان را برگزار کنند، اما درگیر شرایط جنگی و حوادث غیرمنتظره میشوند.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ مردی به نام کلارک (با بازی چیویتل اجیوفور) صاحب یک فروشگاه مبلمان و درمانگرش مری (رناته رینسوه) است. آنها پس از کشف راهی در زیرزمین فروشگاه، وارد یک بُعد هولناک و هزارتویی بیپایان از فضاهای خالی و وهمآور میشوند.
خلاصه داستان: داستان احساسی پدری فداکار را روایت میکند که دچار ناتوانی ذهنی است و به ناحق به جرمی مرتکبنشده به زندان میافتد. در غیاب او، دختر کوچکش باید به تنهایی با مشکلات و سختیها کنار بیاید، در حالی که پدر در پشت میلههای زندان برای اثبات بیگناهی خود میجنگد.